X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
مصطفی قهرمانی(خبرنگار)
>
 
نوشته شده توسط : مصطفی قهرمانی
 وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار) گزارش می دهد

 

13 اشتباه


انسان...!


وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار): آیا بهتر نیست که کمی از این وقت را صرف مطالعه اشتباهاتی که بشر برای رسیدن به موفقیت از اولین روزی که موجودی به نام انسان پا بر روی کره خاکی گذاشته تا همین امروز که در حال گذران زندگی است مرتکب شده است کرده و ببینیم که کیفیت روابط اجتماعی و میزان تعهدات اخلاقی آنها به مسائل و ارزشهای انسانی ( مخصوصا مسائل اخلاقی) تا چه حد بوده است.

   


هر چند که انسانها در طول تاریخ بعلت انتخاب اندیشه های گمراه کننده اشتباهات کوچک و بزرگ زیادی را در راه رسیدن به موفقیت مرتکب شده اند، اما چیزی که مایه تعجب و شگفتی است این است که این اشتباهات به کررات در حال تکرار بوده ، هستند و شاید در آینده ای نه چندان دور دوباره توسط نسل بعدی انسانها تکرار شوند! با کمی مطالعه و تحقیق در مورد این اندیشه های اشتباه انسانی به این نتیجه می رسیم که متاسفانه بجای اینکه میزان اشتباهات با افزایش درک و آگاهی انسانها کاهش پیدا کند روز به روز در حال افزایش است! هر چند که انسان در حال حاضر در حال گذران عمر خود در عصری است که به نام "عصر فضا" نام گرفته است ولی دقیقا مرتکب همان اشتباهات اخلاقی در راه رسیدن به موفقیت می شود که نسلهای گذشته بشر در 2000 سال یا حتی قبل از آن مرتکب می شدند!


این موضوع از آنجایی حائز اهمیت است که عدم توجه به این بحران! و صرف زمان برای مطالعه اشتباهاتی که انسانها برای رسیدن به موفقیت مرتکب شده اند باعث کاهش کیفیت روابط فردی و اجتماعی انسانها در آینده خواهید گردید و زندگی معنوی و اجتماعی او را با خطرات جدی روبه رو می نماید. متاسفانه شاهد این موضوع هستیم که فساد اخلاقی ( از هر نوع) ناشی از استعمال اندیشه های غلط برای رسیدن به موفقیت یا قدرت در جوامع انسانی روز به روز در حال گسترش بوده و عدم تصمیم گیری سریع و به موقع در مورد آن اثرات سوء غیر قابل جبرانی در تاریخ بشر برجای خواهد گذاشت. امروزه خردمندان و اندیشه پردازان جوامع متمدن به این باور رسیده اند که تامین سعادت و خوشبختی انسان تنها با کمک پیشرفت های علمی میسر نبوده و تحقق کامل این هدف تنها به افزایش معنویات در زندگی بستگی دارد. هر چند که خداوند متعال هیچوقت انسان را در پیمودن راه زندگی در این دنیا تنها نگذاشته و جوامع انسانی را با فرستادن پیامبران و امامان مورد رحمت و هدایت خود قرار داده است اما متاسفانه تعدادی از انسانها با گمراه کردن دیگران هیچوقت اجازه نداده اند که عظمت ( الهی) هدایتگر زندگی انسانهائی باشد که در تلاش برای رسیدن به موفقیت بوده یا هستند و در این بین تنها انسانهای معدودی توانسته اند به نسبت استعداد و دریافت خود به درجه ای از کمال برسند. به نظر می رسد که قرن بیست و یکم ، قرنی باشد که انسانها در آن گرایش بیشتری در مسیر معنویات و اخلاقیات از خود نشان داده و از معنویت به عنوان آخرین سلاح بشریت برای بازگرداندن انسان به مدار اصلی انسانیت خویش استفاده نمایند.
برای روشن تر شدن موضوع بیائید نگاهی به تعدادی از اشتباهاتی که انسانها در طول تاریخ در نتیجه انتخاب اندیشه های غلط برای رسیدن به موفقیت مرتکب شده اند( ومتاسفانه هم اکنون نیز می شوند) انداخته و اینگونه تصمیم بگیریم که نه تنها آنها را تکرار نکرده بلکه قسم یاد کنیم که آنها را یک به یک از زندگیمان حذف کنیم.

اشتباه شماره 1 - انسان می تواند از بدبختی و فلاکت دیگران به موفقیت یا خوشبختی برسد:
قرنهاست که بشر دچار توهم حزن آور و غم انگیزی در زمینه رسیدن به قدرت شده و همین توهم باعث بروز نبردهای خونین و بی عدالتی های فراوانی در سراسر جهان شده است. این توهم این است که تعدادی از انسانها فکر کرده و می کنند که می توانند از ضرر و بدبختی دیگران به خوشبختی برسند، به همین دلیل در جستجوی راههای برای سواستفاده و اغوای دیگران بوده اند. متاسفانه این مشکلی است که هنوز دست از گریبان تعدادی از انسانهای تشنه رسیدن به قدرت و موفقیت برنداشته است. بسیاری از مردم احساس می کنند که می توانند با خراب کردن دیگران یا خرده گیری از آنها به موفقیت برسند. یک ضرب المثل قدیمی می گوید " دو راه برای داشتن بلندترین ساختمان در شهر وجود دارد. یکی این است که تمام ساختمان های بلند شهر را خراب کنی و دوم این است که روی ساختمان خودت کار کنی و آن را بلندتر کنی. این مطلب دقیقا در مورد مسائل سیاسی، اقتصادی و زندگی شخصی تک تک انسانها نیز صادق است.


اشتباه شماره 2 – انسان نگران مسائلی است که کنترلی بر روی آن ندارد:
نگرانی علیه مسائل خاصی که با گذر زمان حل می شود فقط نیروی انسان را هدر می دهد. خداوند همیشه معجزات خود را در مکانهای باور نکردنی و به دست افرادی دور از انتظار و در زمانهایی غیر قابل تصور به انجام می رساند. زندگی نیز ما را دقیقا به آن طرف راهنمایی می کند اما از راههای که انتظارش را نداریم. گاهی اوقات این امر سبب گیج شدن ما می شود و ما را به اشتباه دچار این تردید می کند که در مسیر اشتباهی قرار گرفته ایم. ظاهرا مردم در دنیای قدیم نیز انرژی فراوانی را صرف نگرانی در مورد اموری می کردند که خارج از کنترل آنها بوده است. از آن زمان تا کنون نیز تغییر کمی در این جهت ایجاد شده است. معلمی در این خصوص گفته است" اول اینکه بی معنی است در مورد چیزی نگران باشی که کنترلی بر آن نداری، زیرا اگر تو بر آن کنترلی نداری معنی ندارد که در مورد آن نگران باشی. دوم اینکه این هم بی معنی است که در مورد چیزهایی که بر آن کنترل داری نگران باشی، زیرا اگر واقعا کنترل داری نگرانی معنا ندارد.

اشتباه شماره 3 – لغت غیر ممکن را از فرهنگ لغات زندگی خویش حذف نمی کند:
روزی سرخپوستی تنها در جنگل گردش می کرد. او یک تخم عقاب را روی زمین دید و به خیال اینکه یک تخم مرغ معمولی است آن را در لانه یک مرغ گذاشت. جوجه عقاب نیز همانند دیگر جوجه های مرغ از تخم بیرون آمد و مانند آنها شروع به راه رفتن و دانه خوردن کرد. یک روز زیبای بهاری، عقاب کوچک که اندکی بزرگتر شده بود متوجه پرواز پرنده زیبا و با شکوهی در آسمان شد. پرسید این چه پرنده ای است؟ مرغ با مهربانی پاسخ داد. این یک عقاب است. زیباترین و قدرتمندترین پرنده دنیا! عقاب کوچک با خود اندیشید که چقدر خوب بود اگر او هم عقاب بود و می توانست مثل عقاب پرواز کند، اما چون باور داشت که یک جوجه مرغ معمولی است خیلی زود همه چیز را فراموش کرد و تمام عمرش را مثل یک مرغ خانگی زندگی کرد!! جایی در مغز شما قرار دارد که سالهاست در آن بذرهای موفقیت خفته اند و حال آنکه اگر این بذرها را در مغز خود فعال کنید با قدرت جادویی رشد خود می توانند شما را به اوج برسانند، جایی که کمتر کسی می تواند تصور رسیدن به آن را حتی در خیال خود تصور کند. اگر شما طالب پیروزی هستید اما فکر می کنید توانایی آنرا ندارید، موفق نمی شوید. فراموش نکنید که ذهن نیمه هوشیار نمی تواند فرق بین افکار مثبت و منفی را تشخیص دهد. تنها معیار ذهن نیمه هوشیار افکاری است که شما بیشتر در مورد آنها فکر می کنید. اگر بیشتر به موفقیت فکر می کنید ضمیر ناخودگاه شرایط درونی و بیرونی را طوری تغیر می دهد که به خواسته خود برسید. اما اگر دائما به مسائل منفی و ترس از شکست فکر می کنید حتی اگر از بهترین امکانات هم برخوردار باشید بعلت تفکر منفی، خود شما خودتان را از درون شکست داده اید. بهتر است فراموش نکنید که ضمیر ناخودآگاه کور است و نمی تواند میزان دارائی یا کمبودهای مادی شما را ببیند. او فقط احساس می کند. به هر موضوعی بیشتر فکر کنید آنرا در درون شما به صورت یک قانون در می آورد. برای رسیدن به موفقیت تنها کلمه غیر ممکن را از فرهنگ لغات زندگی تان حذف کنید و دیگر و تحت هیچ شرایطی به او اجازه بازگشت ندهید. چون نمی توانید کاری را انجام دهید فورا برچسب غیرممکن بر آن نزنید. زمانی که برادران رایت می خواستند ماشینی بسازند که در هوا پرواز کند هم عصران او همه با هم یکصدا گفتند که این کار غیر ممکن است ولی حالا هر کسی در هر جای دنیا می داند که آنها توانستند با کمک یکدیگر با تمام افکار عصر خود بجنگند و رویایشان که فتح آسمان بود را به حقیقت تبدیل کنند.

اشتباه شماره 4 – از ریسک کردن برای پیروزی می ترسد:
آنهایی که واقعا قدر چیزهای باارزش را می دانند حاضرند بهای آن را نیز با جان و دل بپردازند. کسی که آرزوی در سر دارد ولی حاضر نیست که بهای آن را بپردازد فقط افسوس آن رویا را نصیب خود کرده است. هر چیز با ارزشی قیمتی دارد. اگر شی ، مقام یا موفقیتی نظر انسان را جلب می کند باید بهای آنرا بپردازد. ترس از شکست چیزی است که انسانهای بیشماری را از انجام کارهای که به آن علاقه دارند دور نگه می دارد. ترس از شکست مخصوص انسانهای ساده اندیشی است که فکر می کنند بدون از دست دادن چیزی می توانند چیزی را بدست آورند. فراموش نکنید که برای بدست آوردن چیزی حتما و حتما چیزهای را از دست می دهید، این بسته به ارزش چیزی دارد که مایلید آنرا بدست آورید. گاهی اوقات ارزش چیزهای که بدست آورده اید بسیار بیشتر از چیزی های است که بمنظور کسب موفقیت از دست داده اید اما گاهی اوقات هم ارزش چیزی که بدست آورده اید بسیار کمتر از آنی است که شما بابت آن بهای سنگینی را پرداخت کرده اید. فکر نکنید که انسانهای گذشته تمام سکوهای موفقیت را از آن خود کرده و دیگر چیزی برای شما باقی نمانده است که بخواهید برای رسیدن به آن تلاش کنید. دنیا پر از فرصتهای مناسبی است که هنوز کسی در مورد آنها کاری انجام نداده است. شعار خواستن، توانستن را هرگز از یاد نبرید.

اشتباه شماره 5 – به این اعتقاد دارد که حتی موفقیت نیز دارای حد و مرز است:
هیچوقت فکر نکنید که به انتهای خط رسیده اید و دیگر کاری نمانده که شما انجام نداده اید. تا انسان انسان است و دنیا دنیاست همیشه فرصت برای انجام کارهای خاص وجود دارد. هیچ مرزی و هیچ مانعی برای انسانهای بااراده وجود ندارد. انسانهای با اراده هیچوقت خود را محدود مرزهای تعین شده نمی کنند و با تمام کردن تحصیلات آکادمیک دست از تحصیل و پرورش ذهن خود بر نمی دارند. متاسفانه چنین قبول کرده ایم که خواندن و مطالعه کردن فقط به منظور قبولی در امتحان و کسب مدرک بالاتر است و هنگامی که مدرک می گیریم نیاز به مطالعه تمام می شود!! چنین تفکری نشانه سقوط شما در آینده ای نه چندان دور است.

اشتباه شماره 6 - اهداف خود را قربانی افکار دیگران می کند:
تاریخ نشان داده است که انسانهای موفق کسانی بوده اند که حاضر نشده اند افکار خود را به هیچ قیمتی به دیگران بفروشند. افراد موفق تاریخ همواره از میان انسانهای برخاسته اند که افکار متفاوت و درستی را برای خود برگزیده اند و برای اثبات صحت و درستی آنها واقعا تلاش کرده اند. انسانها اکثرا خود را قربانی افکار منفی دیگران می کنند. نتیجه چنین اقدامی این است که دیگران به راحتی می توانند افکار خود را به شما تحمیل کنند. هیچ کس مایل نیست که به او امر و نهی کنند و به او بگویند که باید چگونه زندگی کند. یکی از علائم اختصاصی افراد اهل عمل این است که آنها هیچ علاقه ای به کنترل دیگران ندارند. شما باید این حقیقت را همواره بخاطر داشته باشید که خودتان باید باغبان زندگی تان باشید. هرگز سعی نکنید که سبک زندگی خود را به دیگران تحمیل کنید ، حتی اگر شما خوشبخت ترین انسان روی زمین هستید هیچوقت آنها را وادار نکنید که مانند شما زندگی کنند. خودتان را از این افکار زائد که دیگران چه باید بکنند یا نکنند خلاص کنید. زمانتان را صرف اجرای طرحهای زندگی خودتان کنید و کمتر دیگران را به پیروی از نحوه زندگی خود مجبور کنید.

اشتباه شماره 7 – قبل از اقدام به عمل به محدودیت ها فکر می کند:
یکی از نوابغ تاریخ با عمل خود این تفکر زائد را بی اعتبار کرد که برای رسیدن به موفقیت باید از امکانات برخوردار بود. گاندی با ایمانی که به موفقیت داشت توانست کاری انجام دهد که برای همیشه نام خود را در تاریخ بشر زنده نگاه دارد. او در مقایسه با همه همعصران خود از قدرت بالقوه بیشتری برخوردار بود و این در حالی بود که او از مبانی ظاهری قدرت مانند پول، ابزار جنگی ، سرباز و ... هیچ بهره ای نداشت. او توانست بذر ایمان را در ذهن 200 میلیون انسان بکارد و آنها را علیه دشمن بسیج کند و باعث استقلال کشورش گردد. او فراموش نکرده بود که لزوما همیشه قوی ترین ها یا ثروتمند ترین ها پیروز نمی شوند. پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود. در عصری که او زندگی می کرد ثروتمندان زیادی زندگی می کردند ولی کدام یک از آنها در تاریخ این کشور صاحب نام و اعتباری برای خود شده اند؟ او می دانست که ایمان تنها عاملی است که به کمک آن می تواند نیروی فراست الهی را در خدمت خود بگیرد ! او چگونه به این قدرت رسید؟

اشتباه شماره 8 - در ذهن خود را به روی هر نوع فکری باز گذاشته است:
ذهن انسان مانند کندوی زنبور است. هیچ زنبور آلوده ای حق ورود به کندو را ندارد و هنگام ورود توسط نگهبانان کندو کشته می شود. اگر شما هم می خواهید طعم ثروت و موفقیت را بچشید باید کندوی مغز خود را با افکار شاد و سالم پر کنید تا بتوانید احساس نشاط و شادابی را از آن به درون زندگی تان منتقل کنید. متاسفانه کندوی مغز انسان هیچ نگهبانی ندارد که مانع از ورود افکار آلوده به ذهن شوند. شما برای انتخاب افکارتان حق انتخاب دارید ولی فراموش نکنید که ضمیر ناخودآگاه انسان تفاوتی میان اندیشه های مخرب و سازنده قایل نیست. هر چه به او بدهید با آن تغذیه می شود. همه چیز به این بستگی دارد که به چه افکاری اجازه ورود به ذهن می دهید. زمان آن رسیده است که ویزای اقامت افکار منفی را در ذهنتان باطل کنید و آنها را از ذهن خود خارج کنید. به یاد داشته باشید که افکار انسان قدرتی معادل نیروی برق دارند. اگر از نیروی برق درست استفاده کنید می تواند باعث پیشرفت صنعت گردد در حالی که در صورت کاربرد غلط می تواند جانتان را از شما بگیرد. افکار انسان نیز دقیقا همچنین قدرتی دارند، اگر از افکار مثبت استفاده کنید می توانید به اوج برسید در غیر اینصورت همیشه در قعر باقی خواهید ماند.

اشتباه شماره 9 – به شانس بد اعتقاد دارد:
ذهن نیمه هوشیار اندیشه های منفی یا مخرب را درست به همان شکل اندیشه های سازنده به عمل تبدیل می کند. این همان پدیده غریبی است که میلیونها نفر آن را تجربه کرده اند و بسیاری آنرا بدبیاری یا بد شانسی می دانند. این در حالی است که کسی بدشانس آفریده نمی شود. میلیونها نفر از مردم کره زمین گمان می کنند محکوم به فقر و شکست ناکامی هستند. احساس می کنند نیروی بر آنها حاکم است که مانع از ابتکار عمل آنها می شود. این در حالی است که خود این اشخاص باعث بد بیاری خود هستند زیرا ذهن خود را تحت تاثیر باورهای منفی قرار داده اند. احساس دلسردی و ناامیدی تمام وجودشان را پر کرده است و احساس می کنند که در این دنیا هیچ چیز امید بخشی برای آنها وجود ندارد و آنها همان کسانی هستند که محکومان ابدی سرنوشت هستند که هیچ چیز از خودشان نداشته و مجبورند دوران محکومیت زندگی خود را در زندان دنیا سپری کنند! فیلسوفان و دانشمندان بسیاری در طول تاریخ تلاش کردند به انسان بیاموزند درمان مشکلات انسان از طریق تغییر ذهنیت او امکان پذیر است اما انسانهای کمی موفق شدند صدای آنها را بشنوند و به گفتار آنان عمل کنند. هر چند که آنها در زمانی دیگر و شرایطی کاملا متفاوت با ما زندگی می کرده اند اما صدای آنان هرگز خاموش نخواهد شد. شما هم می توانید آنرا گوش کنید فقط اگر واقعا بخواهید.

اشتباه شماره 10 – به عواقب اقدامات خود نمی اندیشد:
اغلب اعمال انسانی بصورت مقطعی و بدون فکر به آینده صورت می گیرد. انسانهای بیشماری وجود دارند که بدون تفکر و پیش بینی عواقب احتمالی اعمال خود تصمیم به کاری می گیرند و در آخر هنگامی که شکست به سراغ آنان می آید انگشت اتهمام خود را به سوی دیگران نشانه می روند. متاسفانه هنگامی که انگشت اتهام خود را به سمت دیگران نشانه می گیرم و آنان را به عنوان عاملان اصلی شکست هایمان معرفی می کنیم فراموش می کنیم که یک انگشت به سوی آنها و سه انگشت به سوی خود ما اشاره می کند، اما ما فقط آن یک انگشت را می بینیم! 

اشتباه شماره 11- دائما به گذشته خود فکر می کند:
می گویند گذشته چراغ راه آینده است، اما این به معنی نیست که اگر گذشته موفقی نداشته اید در آینده نیز بدبخت خواهید بود. بجای اینکه بیشتر زمان خود را صرف فکر کردن به گذشته کنید خود را ترغیب کنید که به آینده مثبتی فکر کنید. گذشته همانطور که از اسم آن پیداست گذشته و به تاریخ پیوسته است. بجای فکر کردن به ناکامی های گذشته برایِ آینده خود برنامه ریزی کنید اما فراموش نکنید که نباید تار و پود آن از جنس گذشته باشد. برنامه ای می تواند شما را به خوشبختی برساند که تار و پود آن از جنس آینده و امید به موفقیت باشد. هنگامی که برای خود برنامه ریزی می کنید به یاد داشته باشید که خود شما مسئول تک تک اعمالتان هستید، پس هنگام تصمیم گیری یک چشمتان را هم به آینده بدوزید.

اشتباه شماره 12 – به هر چیزی سطحی می نگرد:
یکی از بزرگترین دلایل شکست انسان این است که معمولا از روی ظاهر رقبای خویش در مورد توانایی آنان قضاوت می کند. هیچ کسی را در هیچ مقام و شانی نباید دست کم گرفت. فراموش نکنید که ذهنیت منفی نسبت به دیگران هرگز نمی تواند باعث موفقیت شما گردد. در هر کجای این دنیا که زندگی می کنید درسی از ایمان برای شما در نظر گرفته شده ، فقط باید چشمهایتان را باز کنید و با تامل به آنها نگاه کنید. از مناظر زیبای طبیعت گرفته تا کوچکترین ماهی دنیا که در اعماق اقیانوسی تاریک زندگی می کند هر کدام درسی از ایمان را در خود پنهان کرده اند. تنها چیزی که انسان به آن نیاز دارد اطاعت از خداوند است. خداوند به تعداد تک تک انسانها راهی برای رسیدن به موفقیت ترسیم کرده است. هر کسی فقط باید به دنبال راه خودش باشد. تنها در صورتی می توانید راه حقیقی تان را در زندگی پیدا کنید که قبل ازاینکه به سهم مادی خود از دنیا بیاندیشید به این فکر کنید که که هستید و هدف از خلقت شما دراین دنیا چه بوده است. باید به پاسخ این سوال برسید که خلق این همه زیبائی برای چه بوده و در عوض خداوند از شما چه انتظاری دارد؟ علت اینکه بیشتر انسانها در زندگی شکست می خورند این است که قبل از اینکه به این موضوع بیاندیشد که کیست و برای چه آمده به دنبال سهم مادی خویش از دنیا می گردد و زمانی متوجه اشتباه خویش میگردد که دیگر زمانی برای جبران باقی نمانده است.

اشتباه شماره 13 - از تاریخ درس عبرت نمی گیرد و همان اشتباهات گذشته را دوباره مرتکب می شود:
هلن کلر چند روز پس از تولدش ناشنوا ، نابینا و لال شد. به رغم این همه بدبیاری او توانست نام خود را در لیست بزرگان تاریخ بشر ثبت کند. او توانست با اراده خود ثابت کند که اگر کسی خود را شکست خورده نپندارد، در شمار شکست خوردگان قرار نمی گیرد. برای رسیدن به موفقیت باید به مطالعه شکست ها پرداخت. باید همانند کیمیاگران قدیم که در جستجوی راهی برای تبدیل فلزات به طلا بودند در جستجوی هنری بود که بتوان به کمک آن از شکست هایمان برای موفقیت های حتمی آینده مان پله بسازیم. بتهون آهنگساز آلمانی نیز ناشنوا بود ولی به یکی از بزرگترین آهنگسازان جهان تبدیل شد. نام اشخاصی مثل بتهون و هلن کلر و... تا دنیا باقیست بر زبانها خواهد ماند زیرا آنها در ذهن خود رویایی دیدند و برای تبدیل آن به واقعیت از هیچ تلاشی کوتاهی نکردند.

حرف آخر: «غیر ممکن» غیر ممکن است

چند هزار سال قبل پیشینیان برجسته ما روی همان خاکی راه می رفتند که ما امروزه راه می رویم، از همان هوایی تنفس می کردند که ما امروز تنفس می کنیم( آلودگی را فراموش کنید)، همان ستارگانی را نظاره می کرده اند که ما شب ها به آن نگاه می کنیم و از گرمای همان خورشیدی برای رشد محصولاتشان استفاده می کردند که امروز ما استفاده می کنیم و آنها هم نگرانی های را داشته اند که امروز ما داریم. برای رسیدن به موفقیت باید به مطالعه تاریخ و اندیشه فیلسوفان بزرگ پرداخت و اسرار پیروزی بزرگان تاریخ را از لابلای صفحات پر گرد و غبار آن خارج کرد. هدف از مطالعه تاریخ باید رسیدن به این فهم باشد که این متفکرین می خواستند که ما با چه چیزهای آشنا شویم و از چه مسائلی برای رسیدن به موفقیت فاصله بگیریم. این ضرب المثل فرانسوی را به یاد داشته باشید که " غیر ممکن غیر ممکن است" شما می توانید افکار منفی که همانند خاری هستند از مغزتان خارج کرده و بجای آن گل سرخ بکارید. در زمان چیدن خارها ممکن است سختی های زیادی را تحمل کنید اما به این موضوع ایمان داشته باشید که اگر بتوانید سختی این کار را تحمل کنید به زودی صاحب باغی می شوید که بوی خوش گلهای آن تمام زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد.


انتهای پیام/


تاریخ انتشار : سه‌شنبه 14 آبان 1392 | نظرات (0)
 
   
نوشتن را با نگارش انشایی در کلاس دوم راهنمایی آغاز کردم؛ معلم گفت درباره داستان "پهلوان نه قهرمانی" انشایی بنویسیم و من در وصف "پوریای ولی" یکی از بزرگترین پهلوان ایران انشایی نوشتم؛او قرار بود با یک کشتی گیر مسابقه بدهد اما به دلیل خوشحال کردن دل مادر رقیبش، جوانمردانه بازنده میدان کشتی می شود. معلم انشاء از همکلاسی هایم خواست تا تشویقم کنند و همان تشویق،جرقه ای برایم بود و شعر این داستان را در ذهنم ماندگار کرده است: گر بر سرنفس خود امیری مردی، برکورو کر ار نکته نگیری مردی، مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ی بگیری مردی