X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
مصطفی قهرمانی(خبرنگار)
>
 
نوشته شده توسط : مصطفی قهرمانی

وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار) از مسئولان سرای محله شریعتی شمالی می کند


اهدای تندیس جشنواره شکوفا به


وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار)/


کسب مقام دوم وبلاگ نویسی شهر تهران


 در بخش خاطره نویسی


وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار): تبریک تبریک تبریک. بله.درست خواندید؛ وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار) در جشنواره شکوفا شرکت کرد و در بخش وبلاگ های خاطره نویس، مقام دوم در سطح شهر تهران را کسب کرد و تندیس برترین وبلاگ نویسان شهر تهران را از آن خود کرد. به همین سادگی. به همین خوشمزگی.



بازتاب کسب برگزیده شدن وبلاگ مصطفی قهرمانی در سایت ایران نیوز


بازتاب خبر در سایت محله شریعتی شمالی







 

 

به گزارش اختصاصی وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار)،آیین قدردانی از برترین وبلاگ‌نویسان شهر تهران صبح جمعه،11 اسفند ماه در محل سالن همایش‌های بین‌المللی رایزن در تهران برگزار شد.


در این مراسم 30 نفر از برترین وبلاگ‌نویسانی که در جشنواره وبلاگ‌نویسی شکوفا شرکت کرده بودند معرفی و با اهدای جوایزی تقدیر شدند که وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار)،توانست مقام دوم را در سطح شهر تهران از آن خود کند و تندیس برترین وبلاگ های خاطره نویس و به روزرسانی را از آن خود کرد.


دو ماه گذشته بود که یکی از همکارانمان در روزنامه همشهری محله 19 بنام مهناز عباسیان، پیشنهاد شرکت در این جشنواره را داد و همین باعث شد که وبلاگم به این جشنواره ورود پیدا کند. سرای محله شریعتی شمالی، وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار) را به جشنواره شکوفا معرفی نمود که بعد از بررسی های انجام شده و داوری ها، این وبلاگ به عنوان وبلاگ برتر در سطح شهر تهران معرفی شد.


از خانم ها الناز و مهناز عباسیان،زهرا قلی زاده از مسئولان سرای محله شریعتی شمالی تشکر ویژه می کنم که با تحقیق و بررسی، در پی کشف استعدادهای نهفته در منطقه 19 تهران هستند.خدا خیرشان دهد.

انتهای پیام/



لیک خبر کسب رتبه دوم وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار)

در بخش خاطره نویس تهران




تاریخ انتشار : یکشنبه 13 اسفند 1391 | نظرات (2)
 
   
نوشتن را با نگارش انشایی در کلاس دوم راهنمایی آغاز کردم؛ معلم گفت درباره داستان "پهلوان نه قهرمانی" انشایی بنویسیم و من در وصف "پوریای ولی" یکی از بزرگترین پهلوان ایران انشایی نوشتم؛او قرار بود با یک کشتی گیر مسابقه بدهد اما به دلیل خوشحال کردن دل مادر رقیبش، جوانمردانه بازنده میدان کشتی می شود. معلم انشاء از همکلاسی هایم خواست تا تشویقم کنند و همان تشویق،جرقه ای برایم بود و شعر این داستان را در ذهنم ماندگار کرده است: گر بر سرنفس خود امیری مردی، برکورو کر ار نکته نگیری مردی، مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ی بگیری مردی