X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مصطفی قهرمانی(خبرنگار)
>
 
نوشته شده توسط : مصطفی قهرمانی

تقدیر از برگزیدگان جشنواره


وبلاگ‌نویسان تهران


وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار): آیین تقدیر از برگزیدگان جشنواره وبلاگ‌نویسان تهران، صبح روز جمعه 11اسفند‌ماه جاری در محل سالن همایش‌های رایزن در تهران برگزار شد.


 

مجتبی یزدانی شهردار منطقه یک تهران ضمن اعلام این خبر گفت: در این مراسم که به‌عنوان آیین نهایی جشنواره وبلاگ نویسان و در چارچوب جشنواره شکوفا برگزار شد، 30نفر از برگزیدگان این جشنواره مورد تقدیر قرار گرفتند.

 به گفته وی جشنواره وبلاگ‌نویسان یکی از هفت جشنواره‌ای است که در راستای جشنواره شکوفا و به‌منظور توسعه مهارت‌های رایانه‌ای شهروندان تهرانی از سوی شهرداری تهران از ماه‌ها پیش در حال برگزاری است.

 

وی افزود: مشارکت تمام شهروندان در کانون‌های وبلاگ نویسی محلات تهران از طریق ثبت‌نام در سایت «تهران من» به آدرس www. mytehran. ir صورت می‌پذیرد.

شهردار منطقه یک تهران با اشاره به اینکه ستاد اجرایی جشنواره وبلاگ‌ها در این منطقه مستقر است، افزود: آثار وبلاگی شهروندان از طریق سایت تهران من ثبت‌شده و مورد قضاوت داوران و اعضای هیأت علمی قرار گرفته است. این آثار در 10رشته مختلف شامل 1-شهری، محیط‌زیست 2- فرهنگی، ادبی و هنری 3- مذهبی و دینی 4- ورزش و سرگرمی 5- روزنویسی و خاطره نویسی 6- عکس(فتوبلاگ) 7- علمی 8- فناوری9- سیاسی و اجتماعی10- اقتصادی ثبت شده است.

 

همچنین قرار است از 10برگزیده وبلاگی در تهران در مراسم نهایی جشن جشنواره‌های شکوفا در 16اسفند در محل سالن همایش‌های بین‌المللی برج میلاد و با حضور شهردار تهران تقدیر شود.

به گفته مجتبی یزدانی، فعالیت کانون‌های وبلاگ نویسی در سطح 374محله شهر تهران بعد از برگزاری جشنواره نیز ادامه خواهد داشت و اعضای این کانون‌ها به فراگیری آموزش و مهارت افزایی در این زمینه خواهند پرداخت.

انتهای پیام/


تاریخ انتشار : شنبه 12 اسفند 1391 | نظرات (0)
 
   
نوشتن را با نگارش انشایی در کلاس دوم راهنمایی آغاز کردم؛ معلم گفت درباره داستان "پهلوان نه قهرمانی" انشایی بنویسیم و من در وصف "پوریای ولی" یکی از بزرگترین پهلوان ایران انشایی نوشتم؛او قرار بود با یک کشتی گیر مسابقه بدهد اما به دلیل خوشحال کردن دل مادر رقیبش، جوانمردانه بازنده میدان کشتی می شود. معلم انشاء از همکلاسی هایم خواست تا تشویقم کنند و همان تشویق،جرقه ای برایم بود و شعر این داستان را در ذهنم ماندگار کرده است: گر بر سرنفس خود امیری مردی، برکورو کر ار نکته نگیری مردی، مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ی بگیری مردی