X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مصطفی قهرمانی(خبرنگار)
>
 
نوشته شده توسط : مصطفی قهرمانی
نگاه فیلمسازان آمریکا به 13 آبان، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان

آرگو، فیلمی درباره فرار کارمندان

 سفارت آمریکا از تهران


وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار): در کنار بی‌توجهی‌های ما در استفاده از سوژه‌های جذاب مثل تسخیر لانه جاسوسی، آمریکایی‌ها با درک اهمیت این موضوع، سینما را به عنوان ابزاری برای بازپس‌گیری سفارتخانه‌شان اجیر کرده‌اند
.




 فیلم سینمایی «آرگو» با بودجه‌ای بالغ بر 45 میلیون دلار از حدود یک سال پیش کلید خورد. کارگردانی این فیلم را «بن‌افلک» - بازیگر هالیوودی - به سفارش کمپانی فیلمسازی «برادران وارنر» به عهده گرفت.

این سوژه تاریخی که با گذشت 34 سال از وقوع انقلاب اسلامی ایران، همچنان مورد بی‌مهری سینماگران ایرانی واقع شده، به نظر می‌رسد بهترین انتخاب برای کمپانی برادران وارنر محسوب شود. کمپانی که نه تنها صهیونیستی است بلکه پیش از این نیز با ساخت قسمت اول و دوم از فیلم موهن و ضد ایرانی «300» ماهیت خود را هرچه بیشتر آشکار ساخت.

این پروژه سینمایی با همه جنجال‌ها کلید خورد و از آنجایی‌که دسترسی به ایران برای عوامل فیلم امکان‌پذیر نبود، این فیلم در ایالات مختلف آمریکا و ترکیه جلوی دوربین رفت.

فیلمبرداری قریب به یک سال ادامه یافت و سرانجام با حضور شخص «بن‌افلک»، «الن آرکین» و «جان گودمن» به پایان رسید.

این فیلم هم‌اکنون حدود سه هفته است که از اکرانش می‌گذرد و در اولین تعطیلات سه روزه آخر هفته توانست 20 میلیون دلار فروش کند.

این فیلم به اعتراف برخی رسانه‌های خارجی، تحریفی تاریخی و به عقیده برخی دیگر از این رسانه‌ها و منتقدان سینمایی، گامی موفقیت‌‌آمیز در تاریخچه سینمای تاریخی ایران محسوب می‌شود.

برخی اعتقاد دارند که این فیلم باید برای رقابت‌های اسکار فرستاده شود که برنده حتمی این رقابت‌هاست ولی برخی دیگر از جمله «لوک باکمستر»، منتقد سینمای آمریکا می‌گویند «آرگو» فیلم خوبی است ولی نه آن‌قدر که قابل رقابت در جوایز اسکار باشد.

«راجر ایبرت» منتقد کهنه‌کار سینمای آمریکا نیز برای چنین پروژه‌ای، به هالیوود هورا می‌گوید.

به هرحال این پروژه چه خوب و چه بد ساخته شده و هم‌اکنون در حال اکران است و دیر یا زود در ایران نیز توسط عده زیادی دیده خواهد شد که قضاوت درستی یا غلطی آن به عهده مخاطب خواهد بود، ولی آنچه که در این میان مهم است این است که 34 سال از انقلاب ما می‌گذرد و چه برای تحقق و چه برای ادامه آن، هزینه‌های بسیاری شده و خون‌های زیادی ریخته شده است ولی اکنون نسل جوان باید روایت انقلاب ما را از دریچه دوربین هالیوود نگاه کند. شاید بتوان گفت در کنار بی‌توجهی‌های ما در استفاده از سوژه‌های جذاب خودمان، آمریکایی‌ها با درک اهمیت این موضوع، سینما را به عنوان ابزاری برای بازپس‌گیری سفارتخانه‌شان اجیر کرده‌اند.

امروز به راحتی با بهره‌گیری از ابزار سینما و رسانه و با ساخت یک فیلم یا یک برنامه‌ رسانه‌ای می‌توان یک واقعه تاریخی را که میلیون‌ها نفر می‌توانند درباره آن شهادت دهند، طور دیگری تصویر کرد؛ بدون آنکه حتی آب از آب تکان بخورد و کسی توان اعتراض داشته باشد.

شاید برای کسی که تنها بخش‌هایی از این فیلم را دیده، ‌قضاوت درباره آن زود باشد ولی به نظر می‌رسد انتظار روایتی حقیقی از چنین واقعه‌ تاریخی از هالیوود، دور از واقعیت باشد.

چه خوب بود در سالروز «تسخیر لانه جاسوسی» می‌توانستیم به جای انتقاد از «آرگو»‌ها، آثار برجسته سینمای انقلابی کشورمان را به نمایش در‌آوریم. 


فیلم سینمایی «آرگو»

 

خبر انلاین-  بن افلک فیلم سینمایی «آرگو» را با موضوع خروج شش آمریکایی از ایران در سال 1980 کارگردانی و خودش در نقش اصلی فیلم بازی می‌کند. به گزارش خبرآنلاین، این فیلم درباره همکاری سازمان سیا، هالیوود و دولت کانادا برای خروج آمریکایی از ایران در جریان تسخیر سفارت آمریکا در سال 1979 است. 

 

بن افلک در «آرگو» نقش تونی مندز، مامور سابق سازمان سیا و استاد تغییر چهره را بازی می‌کند که پس از تشکیل یک استودیو فیلمسازی جعلی به ایران آمد و شش آمریکایی را که در سفارت کانادا در تهران پنهان شده بودند، از کشور خارج کرد.  آلن آرکین و جان گودمن نیز به ترتیب برای بازی در نقش‌ لستر سیگل، تهیه‌کننده هالیوودی و جان چمبرز، گریمور برنده اسکار مذاکرات نهایی را انجام می‌دهند.  جرج کلونی و گرانت هسلو این درام سیاسی را از طریق شرکت خود «اسموک‌هاوس» تهیه می‌کنند. فیلمنامه را کریس تریو بر مبنای مطلبی با عنوان «چگونه سیا از یک فیلم علمی تخیلی جعلی برای نجات آمریکایی‌ها از تهران استفاده کرد» نوشته جاشوا بیرمان نوشته که آوریل سال 2007 در مجله «ویرد» منتشر شد. 

 

 برادران وارنر همان زمان حقوق ساخت فیلمی را بر مبنای این مطلب خریداری کرد و حضور کلونی و گرانت نیز همان زمان قطعی شد. در مقطعی از کلونی به عنوان کارگردان و بازیگر اصلی این فیلم که آن زمان «فرار از تهران» نام داشت، یاد می‌شد.  به گزارش خبرآنلاین، ایده تونی مندز برای خروج شش آمریکایی از ایران استفاده از یک فیلم هالیوودی جعلی بود. او برای اجرای نقشه خود با جان چمبرز تماس گرفت. چمبرز و باب سیدل که او هم گریمور بود، یک استودیو فیلمسازی به نام Studio Six Prods که نام آن اشاره به آن شش آمریکایی داشت، به راه انداختند و به طور رسمی اعلام کردند نخستین فیلم این استودیو با عنوان «آرگو» در ایران تولید می‌شود. آن‌ها با انتشار شش آگهی تبلیغاتی درباره تولید این فیلم عملا نشریه‌های سینمایی معتبر مانند هالیوود ریپورتر و ورایتی را نیز فریب دادند، به طوری که این نشریات مطالبی درباره این پروژه منتشر کردند.

 

مندز پس از هماهنگی با سفارت کانادا در تهران در ژانویه 1980 به تهران آمد و از آن شش آمریکایی خواست وانمود کنند کانادایی هستند و برای تولید یک فیلم هالیوودی به ایران آمده‌اند. کن تیلور، سفیر کانادا در تهران و جان شیردان، مسئول بخش مهاجرت سفارت کانادا پس از تماس با فلورا مکدانلد، وزیر امور خارجه وقت این کشور و جو کلارک، نخست وزیر کانادا و کسب توافق آنها، برای آن شش آمریکایی که سه نفرشان از دیپلمات‌های سفارت آمریکا در تهران بودند، پاسپورت کانادایی صادر کردند و در نهایت آن‌ها 27 ژانویه 1980 از فرودگاه مهرآباد، تهران را به سمت زوریخ در سوئیس ترک کردند.  کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا بعدها از مندز تقدیر کرد. او سال 1997 به عنوان یکی از 50 جاسوس بزرگ تاریخ سیا تقدیر شد. افکار عمومی تا آن سال از این عملیات آگاه نبود. 

 

سیا از مندز خواست به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس این سازمان درباره نقش خود در آن عملیات آشکارا صحبت کند. از آن پس، مندز و همسرش جونا که او نیز یکی از ماموران بازنشسته سیا و استاد تغییر چهره است، به دفعات درباره این موضوع سخنرانی کرده یا مطلب نوشته‌اند.  بن افلک پارسال نیز در تریلر تحسین‌شده «شهر» - که 154 میلیون دلار در دنیا فروخت - خودش را کارگردانی کرد. او همچنین به تازگی برای بازسازی تریلر فرانسوی «به هیچ‌کس نگو» وارد مذاکره شده و در مقام بازیگر در فیلم جدید ترنس مالیک که عنوان آن هنوز اعلام نشده، حضور دارد.  او فیلم‌های «آرماگدون»، «پرل هاربر»، «تغییر مسیر»، «جمع تمام ترس‌ها»، «دردویل»، «دختر جرزی» و «هالیوودلند»  را هم در کارنامه بازیگری خود دارد و سال 1998 برای فیلم «ویل هانتینگ خوب» به همراه مت دیمن برنده اسکار بهترین فیلمنامه غیر‌اقتباسی شد. 



 نقد فیلم آرگو از زبان یکی از دانشجویان


تسخیر کننده سفارت آمریکا



معصومه argo-34gابتکار گفت: فیلم سینمایی «آرگو» به کارگردانی بن افلک بازسازی بسیار ضعیفی از تسخیر لانه جاسوسی است.روز گذشته فیلم سینمایی «آرگو» به کارگردانی بن افلک در سالن جابربن حیام دانشگاه صنعتی شریف اکران شده و جلسه پرسش و پاسخ این فیلم با حضور معصومه ابتکار و نادرطالب زاده برگزار شد.

در ابتدای این نشست، معصومه ابتکار از دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه و مرکز مستند سفیر تشکر کرد و تاکید کرد که ایران امروز نیازمند بازشناسی تاریخ است.

وی با اشاره به چگونگی ساخت فیلم «آرگو» و تفاوت آن با واقعیت روز تسخیر لانه جاسوسی گفت: فیلم سینمایی «آرگو» بازسازی ضعیفی از واقعیت تسخیر لانه جاسوسی بود. خوشبختانه کمال تبریزی کارگردان سینما که در آن زمان دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک بود، صحنه های آن روز را فیلمبرداری کرده و مستندات آن وجود دارد.

 
کمال تبریزی مستند تسخیر لانه جاسوسی را دارد

وی تصریح کرد: انگار بن ‌افلک حتی زحمت کوچکترین مراجعه به مستندات تاریخ معاصر ایران را به خود نداده‌ است.‌ در حالی که تصاویر مستند رویدادی مانند تسخیر سفارت امریکا به ‌طور کامل موجود است و فیلمسازانی مانند کمال تبریزی در آن مقطع لحظه به ‌لحظه رویدادها را ثبت کرده‌اند و به استناد همین تصاویر مستند، تاکید می ‌کنم تصویر خشنی که از وقایع روز تسخیر در این فیلم ارائه شده ‌است کاملا غلط و یک تحریف آشکار است چرا که آن روز دانشجویان حتی از شعارهای بلند هم پرهیز داشتند تا فضا آرام نگاه داشته شود، چرا که دانشجویان در آن زمان به دنبال گفت و گو بودند.

ابتکار ابراز داشت: البته کمال تبریزی معتقد است که اگر بخواهیم بر اساس مستندات فیلمی در رابطه با تسخیر لانه جاسوسی بسازیم، باید آن را نه در ایران و نه در امریکا فیلم بسازیم.

وی تصریح کرد: کارگردان در این فیلم تلاش کرده تا حرکت تسخیر لانه جاسوسی را مردمی نشان دهد، این درحالی است که این اعتراضات کاملا دانشجویی بود و هدف از این کار تنها رساندن پیام مردم ایران به جهان بود. در این راهپیمایی 5 دانشگاه قرار بود حضور داشته باشند، که دانشگاه علم و صنعت و یکی دیگر از دانشگاه ها به سرپرسی محمود احمدی نژاد و سیدنژاد مخالف این حرکت بوده و ما را همراهی نکردند.

وی ابراز داشت: متاسفأنه در ایران هیچ فیلمی از این اتفاق ساخته نشده، این در حالی است که در امریکا حداقل 40 عنوان کتاب در امریکا نوشته شده است. حتی برخی از مستنداتی که در ایران نمایش داده شده اشتباه است زیرا تسخیر لانه جاسوسی میلیونی نبود بلکه تنها 300 دانشجو در آن حضور داشتند.

 
300 ارزش بیشتری برای نقد داشت

در ادامه این نشست نادر طالب زاده مستندساز و سینماگر، گفت: متاسفانه در آن دوره زمانی در امریکا حضور داشته و شاهد آن بودم که دولت امریکا به دنبال نشان دادن چهره ای منفور و شیطانی از ایران است. این فیلم ارزش نقد ندارد این درحالی است که فیلم «300» ارزش بیشتری یرای نقد داشت. فیلم «آرگو» یک فیلم کاملا تبلیغاتی بوده و بسیاری از منتقدان سینمای امریکا نیز آن را قبول دارند.

وی تصریح کرد: امریکا می توانست ماجرای صحرای طبس را به تصویر کشد، داستانی که بسیار متفاوت و خاص بوده و بار تراژیک بیشتری داشت. این فیلم چندان با واقعیت نزدیک نبوده و به خصوص در بخش های از فیلم شاهد آن هستیم. ما نیز باید وارد ساخت چنین فیلم هایی شویم و نباید فراموش کنیم ساختم فیلم برای واقعه 13 آبان اجازه نمی خواهد، اما ساخت آن بسیار سخت است.

وی با اشاره به وقایع انتخابات سال 88، ابراز داشت: به ما گفتند که در رابطه با این اتفاقات می توانید فیلم بسازید، ما هم این کار را کردیم، اما تنها افراد خاصی آثارشان اجازه نمایش پیدا کرد.

طالب زاده اشاره کرد: در این فیلم ایرانی‌ها کاملا عصبانی و نامتعادل تصویر شده‌اند و تنها ایرانی‌های عاقلی که من در فیلم دیدم همان 20 نفری بودند که در ابتدای فیلم در سفارت امریکا منتظر ویزا بودند تا از ایران بروند. در حالی که تمام مردم شهر و یا مسئولانی که نشان می داد، همگی به نوعی نامتعادل بودند.

آغاز جنگ نرم امریکا با ایران با صرفه جویی در بنزین

وی اظهار داشت: همان زمان تبلیغاتی در امریکا باب شده بود و تصاویر بزرگی از حضرت امام(ره) در بزرگراه‌ ها نصب می‌ شد که در کنار آن نوشته بود «برای مبارزه با این مرد در مصرف بنزین صرفه جویی کنید». این حرکت اولین نشانه‌های جنگ نرم بر علیه ایران بود، که البته کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفته است.

وی ابراز داشت: دوستان من در امریکا با مبتکر این طرح تبلیغاتی هم گفت‌ و گویی انجام دادند و از او انگیزه‌اش را پرسیدند. او در پاسخ گفته بود «این روزها همه روی ایران حساسند.» این حساسیت حاصل همان دورغ‌ هایی بود که رسانه ‌ها درباره ایران منتشر می‌ کردند. متاسفانه عده بسیاری از ایرانیان ساکن امریکا به ‌واسطه همین تبلیغات منفی مجروح و حتی کشته شدند. در چنین شرایطی تصویری که رسانه‌های امریکایی از اقدام دانشجویان ایرانی ارائه می ‌کردند کاملا تحریف شده بود.

وی در پاسخ به این سوال که معرفی چنین چهره ای از ایران در امریکا ادامه دار خواهد بود، یا خیر ابراز داشت: قطعا آن‌ ها می‌ خواهند همواره تصویری مبهم و در عین حال منفی از ایران به مخاطبانشان ارائه کنند. در این زمینه هم قوانین و شرایط سفت و سختی برای خود قائل هستند. یکی از این شرایط که متاسفانه در ایران کمتر به آن توجه می‌کنیم مصاحبه نکردن مسئولان امریکا با رسانه‌های ایران است. معتقدم قبل از مذاکره از صداقتی در میان است امریکایی‌ها باید حاضر به مصاحبه با رسانه‌ها به نمایندگی از ملت ایران شوند. ما نقش رسانه‌ها را در ارتباط دست کم گرفته‌ایم در حالی که دیالوگ واقعی این است.

 



تاریخ انتشار : شنبه 18 آذر 1391 | نظرات (0)
 
   
نوشتن را با نگارش انشایی در کلاس دوم راهنمایی آغاز کردم؛ معلم گفت درباره داستان "پهلوان نه قهرمانی" انشایی بنویسیم و من در وصف "پوریای ولی" یکی از بزرگترین پهلوان ایران انشایی نوشتم؛او قرار بود با یک کشتی گیر مسابقه بدهد اما به دلیل خوشحال کردن دل مادر رقیبش، جوانمردانه بازنده میدان کشتی می شود. معلم انشاء از همکلاسی هایم خواست تا تشویقم کنند و همان تشویق،جرقه ای برایم بود و شعر این داستان را در ذهنم ماندگار کرده است: گر بر سرنفس خود امیری مردی، برکورو کر ار نکته نگیری مردی، مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ی بگیری مردی