X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مصطفی قهرمانی(خبرنگار)
>
 
نوشته شده توسط : مصطفی قهرمانی

وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار):


ناسازگاری در


 قالب لجبازی


  مصطفی قهرمانی(خبرنگار): همه ما کسانی را می شناسیم که به صفت لجبازی مشهور شده اند. لجبازی اصولا یکی از صفت های ناپسندی است که کوچک و بزرگ نمی شناسد و ممکن است همه ما گاه و بی گاه از نگاه اطرافیان آدم های لجبازی به نظر بیاییم.

  
   همه ما کسانی را می شناسیم که به صفت لجبازی مشهور شده اند. لجبازی اصولا یکی از صفت های ناپسندی است که کوچک و بزرگ نمی شناسد و ممکن است همه ما گاه و بی گاه از نگاه اطرافیان آدم های لجبازی به نظر بیاییم. از نظر عامه لجبازی یعنی پافشاری بی مورد روی مسئله ای یا چیزی که از نظر دیگران بی اهمیت و یا غلط است.


فرد لجباز معمولا نه فقط روی حرفی که می زند پافشاری می کند بلکه با وجود مخالفت اطرافیان کاری را که خود صلاح می داند، انجام می دهد و به تذکرات دیگران بی اعتنا می ماند. لجبازی یکی از شکایت های رایجی است که همسران از یکدیگر و والدین از فرزندان خود دارند. بنابراین سعی می کنیم در این گزارش به چرایی لجبازی و این که چرا بعضی افراد لجباز هستند بپردازیم و برای روشن شدن موضوع با دکتر «بنفشه غرایی» روان پزشک و عضو انستیتو روان پزشکی تهران تماس گرفتیم.

دکتر غرایی رفتار لجبازی را در افراد بزرگسال و در تقابل با جامعه محور بحث قرار می دهد و می گوید: همه ما انسان ها در جامعه زندگی می کنیم و به موازات این که زندگی اجتماعی مزایا و معایبی برای ما دارد، فشارهایی نیز به ما وارد می کند. گاهی اوقات انسان در رفع نیازهای فردی خود ممکن است در تقابل با نیازهای دیگران قرار بگیرد و مجبور است در این باره تصمیم گیری کند. به عبارتی برای کاهش فشارجمعی مجبور می شود از نیاز خود چشم پوشی کند و یا نیازهای خود را تعدیل کند.به این ترتیب افراد جامعه تلاش می کنند با روش هایی این نیازها را برطرف کنند. گاه به طور کامل از نیازهای خود چشم پوشی و فقط به نیازهای دیگران توجه می کنند و گاه برعکس نیازهای جامعه را نادیده گرفته و فقط درصدد رفع نیازهای خود برمی آیند. به طور معمول افراد سعی می کنند به شیوه جامعه پسندانه ای هم نیازهای خودشان را رفع کنند و هم به خواسته ها و نیازهای دیگران احترام بگذارند.

حال باید گفت که این جامعه است که درباره نحوه عملکردمان در برابر دیگران به ما اطلاعات می دهد و در واقع مثل آینه عمل می کند. دیگران با لحن، واکنش و حرکتی که می کنند به ما نشان می دهند آیا در تقابل با ما هستند یا خیر؟ زمانی که فردی در برابر انتقاد جامعه یا اطرافیان مقاومت کند و آن را نپذیرد، می گوییم که لجبازی می کند. واکنش افراد در مقابل بازخورد رفتارهای خود در آیینه اجتماع و اطرافیان متفاوت است، گاه افراد برای دوری از اضطراب و استرس آن را تحریف می کنند، گاه آن را کم ارزش تلقی می کنند و گاه نسبت به آن بی اعتنا می مانند.دکتر غرایی درباره چرایی نپذیرفتن انتقاد از سوی دیگران می گوید: دلایل این امر متفاوت است. ممکن است فرد نخواهد نقاط ضعف خود را بپذیرد و آن را خودآگاه یا ناخودآگاه انکار می کند، گاه در ارتباطات زناشویی و یا رابطه والدین و فرزندان مشاهده می شود که نحوه بیان این مسئله باعث لجبازی شده است.به عبارت دیگر لحن گوینده و حالت تحقیرآمیز باعث می شود طرف مقابل مقاومت کند و حاضر به پذیرفتن نقد نباشد.

در چنین شرایطی محتوای گفت وگو ارزیابی نمی شود بلکه شخصیت گوینده مورد تحلیل قرار می گیرد. به عنوان مثال حتما شنیده اید که می گویند «فلانی از حسادت چه حرف هایی زد» در صورتی که ممکن است شنونده دچار سوءتفاهم شده باشد و گوینده از سر دلسوزی اما با لحن بدی به انتقال اطلاعات و نقد پرداخته باشد.نکته این جاست که در پدیده لجبازی، نحوه بیان بسیار مهم است. بیان گوینده باید در شنونده احساس امنیت کند یعنی به او اطمینان دهد که هدف او بهبود رفتار است و نه زیر سوال بردن و تخریب شخصیت وی. از زبان والدین و گاه از زوج ها اغلب می شنویم که همسرشان یا فرزندشان لجباز است. در بررسی می توان دریافت که علت لجبازی نه مخالفت صرف و مبارزه طلبی بلکه مقاومت در برابر لحن بد است. هدف از انتقاد باید کمک رسانی و بهبود رفتار باشد نه چیز دیگری.

بنابراین ضرورت دارد در مواجهه با فردی که به او لجباز می گوییم از خود بپرسیم آیا خود منتقد خوبی بوده ایم، آیا احساس امنیت را در او ایجاد کرده ایم و یا برای تغییر رفتار در او ایجاد انگیزه کرده ایم.دکتر غرایی درباره لجبازی در دوره نوجوانی می گوید: در این دوره به خاطر این که نوجوان در مرحله حساسی از زندگی قرار دارد و شخصیتش در حال شکل گیری است و ضمیر «من» در آن ها بارزتر می شود، این مشکل بیشتر به چشم می خورد. والدین باید در این دوره نسبت به نوع گویش خود بسیار حساس باشند زیرا نوجوان در مواجهه با لحن تحقیرآمیز و نامناسب والدین به سرعت واکنش نشان می دهد و نه تنها به گفته آن ها عمل نمی کند بلکه اظهار می کند از شنیدن حرف های تکراری خسته شده است.پیشنهاد ما این است که اگر والدین از یک نحوه گفتاری با نوجوان خود نتیجه نمی گیرند، مطمئن باشند از تکرار آن هم نتیجه نخواهند گرفت.بنابراین بهتر است ما در گویش، موضوع و نحوه برخورد با نوجوان تغییر دهیم تا نتیجه بگیریم.

البته این موضوع نه فقط در برابر نوجوان بلکه تمامی افرادی که با ما در تعامل هستند، صادق است. نکته این جاست که اغلب والدین تصور می کنند نوجوان به این دلیل لجبازی می کند که متوجه نشده پس بنابراین مدام حرف های خود را تکرار می کنند. در حالی که او نیز در مقابل از تکراری بودن حرف های والدین خسته و دلزده می شود و بیشتر از آن ها فاصله می گیرد.توصیه ما این است که اگر از کانال های مختلفی برای برقراری ارتباط استفاده کنیم بهتر است تا بفهمیم کدام روش مناسب تر است و کدام روش در او بهتر ایجاد انگیزه می کند. به این ترتیب تعامل مناسب، احترام و شخصیت طرف مقابل و پذیرش توانمندی های او در کنار بحث کردن درباره نقاط ضعف می تواند بسیار کمک کننده باشد.

● لجبازی در کودکان

از این ها که بگذریم یکی از شکایت های همیشگی بسیاری از والدین از فرزندان لجبازی است. خوب است بدانید لجبازی کودکان در روان شناسی کودک جزو دسته رفتارهای مخل یا ناسازگارانه است. «گیتی اسدی» کارشناس ارشد مشاوره و روان سنجی در این باره به خراسان توضیح می دهد: رفتارهای مخل و ناسازگارانه طیف وسیعی را دربر می گیرد ازجمله پرخاشگری، دروغ گویی، قشقرق راه انداختن، نافرمانی و لجبازی. طبق تحقیقات لجبازی در کودکان جزو رفتارهای ناسازگارانه است و البته یکی از شایع ترین آن هاست. اغلب کودکان لجباز متوقع هستند، می خواهند به سرعت انتظاراتشان برآورده شود، معمولا اهداف و انگیزه های خود را تغییر نمی دهند، ممکن است سازگاری کمتری با همسالان خود داشته باشند و بنابراین گاه از سوی همسالان طرد می شوند. رویارویی با این کودکان آن قدر دشوار است که گاه پدر و مادر را در مقابل هم قرار می دهد.نمی توان تمام تقصیرها را به گردن کودکان انداخت. نقش والدین و محیط خانواده در لجباز بارآوردن کودک بسیار زیاد است. گاه کودکان تحت تاثیر فشارهایی که از سوی خانواده متحمل می شوند، به لجبازی رو می آورند.

اغلب دیده شده کودکانی که با بی عدالتی در محیط خانواده رو به رو شده و نمی توانند واکنش نشان دهند آن را به صورت رفتارهای پرخاشگرانه یا به حالت لجبازی بروز می دهند.اسدی ادامه می دهد: بروز تعارضات و کشمکش های خانوادگی در لجبازی کودکان نقش اساسی دارد و چنان چه والدین بدون توجه به حضور کودک در منزل، فقط به حل مسائل خود بیندیشند، طبیعی است که الگوی مناسبی در اختیار او قرار نمی دهند و او به تبعیت از والدین به رفتارهای ناسازگارانه یا لجبازی گرایش پیدا می کند. گاه در خانواده های تک فرزند، شاهد تربیت کودکان لجباز هستیم که به علت توجه بیش از حد والدین، کودک به چنین رفتارهایی گرایش پیدا کرده است.

همچنین تبعیض اعمال شده توسط والدین، رقابت بین فرزندان، تنبیه بی مورد و جبران آن به صورت رفتارهای ناسازگارانه از سوی کودک می تواند در گرایش به لجبازی موثر باشد.این کارشناس ارشد مشاوره درباره شیوه های اصلاحی که موثر است توضیح می دهد: نخستین کاری که والدین باید در برابر رفتارهای حاکی از لجبازی کودک انجام دهند این است که از شیوه گفت وگو استفاده کنند یعنی تلاش کنند او را با گفت وگو قانع کنند در عین این که او را مطمئن کنند که دوستش دارند و حاضرند برای او هر کاری بکنند. دقت کنید که بروز احساسات نقش اساسی در مسائل تربیتی دارد و تا زمانی که کودک از عشق و محبت والدین مطمئن نشود به آن ها اعتماد نمی کند و در نتیجه به حرف آن ها گوش هم نمی کند.گاه نیاز است والدین کودکان را تشویق کنند تا درباره کاری که انجام می دهند فکر کنند.

این تصور که این کار از دست کودکان برنمی آید غلط است و بهتر است والدین آن را کنار بگذارند. باید از همین دوران به کودک یاد دهیم که درباره کارهایی که باید انجام دهد، نحوه انجام آن و نتیجه ای که می گیرد بیندیشد. این کار در صورتی که به عادت تبدیل شود مانع بروز بسیاری از رفتارهای ناسازگارانه از جمله لجبازی می شود.شرکت در بازی های گروهی، دادن مسئولیت به کودک و بالا بردن اعتماد به نفس کودک می تواند در مهار این رفتارها تاثیر داشته باشد.

بازی با همسالان باعث می شود کودک تعامل اجتماعی را یاد بگیرد و سعی کند در جمع ضمن دفاع از حق خود با دیگران تعامل مثبتی داشته باشد. مسئولیت دادن به او نیز می تواند بسیار کارساز باشد. بهتر است از کودک بخواهیم در کارهایی مثل چیدن میز یا پختن کیک یا هر کار مورد علاقه دیگری به ما کمک کند. این کار ضمن بالا بردن اعتماد به نفس او، نقش چشمگیری در مهار رفتارهای ناسازگارانه خواهد داشت.

 

تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 16 شهریور 1391 | نظرات (0)
 
   
نوشتن را با نگارش انشایی در کلاس دوم راهنمایی آغاز کردم؛ معلم گفت درباره داستان "پهلوان نه قهرمانی" انشایی بنویسیم و من در وصف "پوریای ولی" یکی از بزرگترین پهلوان ایران انشایی نوشتم؛او قرار بود با یک کشتی گیر مسابقه بدهد اما به دلیل خوشحال کردن دل مادر رقیبش، جوانمردانه بازنده میدان کشتی می شود. معلم انشاء از همکلاسی هایم خواست تا تشویقم کنند و همان تشویق،جرقه ای برایم بود و شعر این داستان را در ذهنم ماندگار کرده است: گر بر سرنفس خود امیری مردی، برکورو کر ار نکته نگیری مردی، مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ی بگیری مردی