X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مصطفی قهرمانی(خبرنگار)
>
 
نوشته شده توسط : مصطفی قهرمانی

اختصاصی وبلاگ مصطفی قهرمانی/


این واقعیت به زودی منتشرمیشود


جشن عقدی که


با خون پایان یافت...!


وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار): واقعیت واقعیت است؛حالا چه تلخ باشد چه شیرین، باید آن را قبول کنیم. فردا منتظر انتشار یک خبر تلخ وتاسف آور اما واقعی باشید و سپس در نظرسنجی ما شرکت کرده و دلایل وقوع چنین حوادثی را برایمان توضیح دهید. حادثه ای که یک جشن عقد در روز جمعه 9 تیرماه 1391 را با مشکل روبرو کرد.

عقدی که به خاطر یک سهل انگاری با خون پایان یافت.منتظر باشید...


تاریخ انتشار : دوشنبه 12 تیر 1391 | نظرات (0)
 
   
نوشتن را با نگارش انشایی در کلاس دوم راهنمایی آغاز کردم؛ معلم گفت درباره داستان "پهلوان نه قهرمانی" انشایی بنویسیم و من در وصف "پوریای ولی" یکی از بزرگترین پهلوان ایران انشایی نوشتم؛او قرار بود با یک کشتی گیر مسابقه بدهد اما به دلیل خوشحال کردن دل مادر رقیبش، جوانمردانه بازنده میدان کشتی می شود. معلم انشاء از همکلاسی هایم خواست تا تشویقم کنند و همان تشویق،جرقه ای برایم بود و شعر این داستان را در ذهنم ماندگار کرده است: گر بر سرنفس خود امیری مردی، برکورو کر ار نکته نگیری مردی، مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ی بگیری مردی