X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مصطفی قهرمانی(خبرنگار)
>
 
نوشته شده توسط : مصطفی قهرمانی

وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار):


اعتقادات و نمادهای


 فراماسونری


وبلاگ مصطفی قهرمانی(خبرنگار): اعتقادات و نمادهای فراماسونری: مایکل هاوارد، مورخ آمریکایی می‌نویسد: «چرا مسیحیت منتقد فراماسونری است؟ پاسخ این سؤال در اسرار(الحادی) فراماسونری نهفته است.



 

  اگر این اسرار در دسترس عموم قرار گیرد برای کسانی که از فلسفه آن مطلع نیستند قابل درک نخواهد بود. در حقیقت احتمال این که بسیاری از اعضای لژها نیز معنای این اسرار را درک کنند پائین است. در میان کسانی که به درجات بالای سازمان رسیده‌اند، ماسون‌هایی وجود دارند که خود را وارثان سنت کهن و متعلق به دوران پیش از میلاد می‌دانند که از اعصار پیشین به تواتر به آنها منتقل شده است. ماسون‌های عالی‌رتبه دانش خاص خود را از سایر اعضا مخفی نگه می‌دارند». ماسون اعظم، نکدت اجران می‌نویسد: «بعضی ماسون‌ها گمان می‌کنند فراماسونری نوعی سازمان نیمه‌مذهبی ـ نیمه‌خیریه است که در آن می‌توانند ارتباطات اجتماعی پسندیده داشته باشند و لذت ببرند. عده‌ای دیگر فکر می‌کنند هدف فراماسونری این است که از انسان‌های خوب انسانهای بهتری بسازد. باز عده‌ای گمان می‌کنند فراماسونری محل شخصیت‌سازی است. به طور خلاصه کسانی که با نحوۀ خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نیستند، معنای نمادها و تماثیل را به این شکل درک می‌کنند».

بخشی از عقاید رسمیِ ماسون ها عبارتند از: اعتقاد به نوربخش بودن شیطان(*Lucifer)و بزرگداشت او و نمادهای شیطانی، بزرگداشت الهه های ملل باستان، مانند ایزس، لات، بعل، و ...، احترام به عقاید مشرکان جاهلیت (Paganism)و عمل به آداب و رسوم مصر باستان، اعتقاد به ماتریالیزم(ماده گرایی)، و عدم اعتقاد به روح.

* به اعتقاد آنها «لوسیفر» نماد نور عقل و قوه درک بشر است. از آغاز عصر به اصطلاح «روشنگری» در قرن هجدهم و قدرت یافتن فراماسونری، فرهنگ غربی بر اساس انکار خداوند شکل گرفته و به تدریج «لوسیفریانیزم» جایگزین «مسیحیت» گردیده است.

فراماسونها سابق بر این وجود خالق هستی را به کلّی انکار می کردند، اما امروزه که با پیشرفت علم و مکشوف شدن گوشه ای از اسرار شگفت انگیز کائنات، عقل بشری به درجه ای از کمال رسیده است که از انکار بدیهیات دست کشد، فراماسونها ناگزیر ابراز می دارند که مانند ادیان آسمانی به یک وجود برتر اعتقاد دارند که نام آن را«معمار بزرگ کائنات»[24] یا «وجود اعلی»[25]نهاده اند که البته از نظر ایشان، این وجود همان «تعادل موجود در عالم خلقت» و یا «انرژی ایجاد کنندۀ تعادل عالم خلقت» است: «ثابت گردیده است که خداوندی که همه چیز را به وجود آورده و کائنات را احاطه نموده، همان انرژی است!».[26]«شما بنا به میل و اراده تان، روح و هوشتان یا بر اساس درک و ایمانتان می توانید خدا را با نام های طبیعت، قدر، قدرت یا قانون بخوانید!».[27]

این تشکیلات برای تضمین بقای اعتقاد اصلیِ خود مبنی بر انکار وجود آفریدگار در دورۀ معاصر که علم راهی تردیدناپذیر به سوی خالق هستی گشوده است، از راهی جدید و خطرناک وارد شده و با تبلیغات وسیع پیرامونِ اصالت و قدرت برترِ انرژی و نیز ذهن، این عقیدۀ انحرافی را جایگزین اعتقاد به خالق کائنات کرده و با الفاظ فریبنده و بی محتوا به اغوای جوانان سرتاسر جهان مشغول است. در اظهار نظرهای ماسونها، از ابتدا هر امر مرتبط با خدا و مذهب نفی گردیده است:

«اعتقاد به بقای روح، فرو رفتن در اوهام و تخیلات است».[28]

«قبول امر حیات انسان پس از مرگ توسط مرام ماسونی که مرامی خردگرا و پوزیتیویست است، امکان پذیر نمی باشد».[29]

در یکی از آخرین آثار پر فروش فراماسونری به نام «نماد گمشده» ( اثر جدیدِ نویسندۀ «کد داوینچی»)، از ابتدا تا انتها به ترتیب چنین عباراتی به چشم می خورد: تمرکز ذهن قابلیت تغییر جرم مادی را دارد- افکار ما می تواند تا ذرّات بنیادی رسوخ کند- ذهن واقعاً قادر به دگرگونی جهان مادی است- دانش صحیح بشر را قادر به انجام کارهایی شگفت انگیز و خداگونه می کند- ما صاحب کائنات هستیم!- وحدت با کائنات!- تو خودت خدا هستی!- زندگی پس از مرگ ساخته و پرداختۀ ذهن بشر است!- اگر اجدادمان امروز ما را می دیدند به طور قطع تصوّر می کردند ما از خدایان هستیم!- از خداوند در کتاب مقدس به صورت جمع یاد شده، زیرا اذهان بشر جمع است!

 

  

 

فراماسونها به یاری امکانات وسیع رسانه ای خود حتی تئوری های علمی را نیز مصادره کرده آنها را در راستای القای این معانیِ انحرافی به مخاطب به کار می گیرند. به عنوان نمونه، تئوری استرینگ(ارتعاش) در فیزیک جدید، در کتاب و فیلم «راز» که سالهاست پیرامون آن تبلیغ می شود چنین معرفی می گردد:

چگونه هستی را با قصد و نیت کنترل کنیم؟!- تئوری استرینگ راهی است برای توصیف تمامی نیروها و همۀ ماده ها، از اتم گرفته تا کرۀ زمین و تا آخر کهکشانها، از تولد زمان تا آخرین ثانیۀ هستی، از ازل تا ابد در یک تئوری واحد؛ یک تئوری برای همه چیز! - تصور کنید که ما می توانستیم فضا یا زمان را کنترل کنیم- از آنجایی که تمامی هستی انرژی است و انرژی هستی هیچ وقت از بین نمی رود و می دانیم که این انرژی به راحتی قابل به دست آوردن است، پس در این صورت ما هر آنچه را که در دنیا بخواهیم می توانیم از طریق این تئوری ساده به دست آوریم-این رؤیایی است که ذهن باهوش ترین دانشمندان را از زمان انیشتین شیفته خود ساخته است و اکنون دانشمندان آن را یافته اند. آنان به این نتیجه شگفت انگیز رسیده اند که دنیایی که در آن زندگی می کنیم، تنها دنیای موجود در هستی نیست (فراماسونری که تا چند دهه پیش متافیزیک را به کلی انکار می کرد امروز تازه به این نتیجه رسیده است!). این موضوع حدود یکصد سال علم را در تاریکی فرو برده بود؛ این که ممکن است دنیاهای مخفی مرموزی ورای حواس انسانی وجود داشته باشد. عارفان پیش تر ادعا کرده بودند که چنین مکانهایی وجود دارند، آنها گفته بودند که این دنیاها پر از ارواح و اشباح هستند! و امروز در قرن بیست و یکم آن چیزی که علم پیشرفته می خواهد این است که این خرافات را از لحاظ علمی اثبات کرده و معنا دار سازد!*– مصاحبۀ لَری کینگ، مجری شبکۀ تلویزیونی سی.اِن.اِن با آنتونی رابینز، نابغۀ قرن و یکی از بزرگترین روانشناسان جهان پیرامون قانون جذب و راز**.

*حال که دیگر نمی توانند منکر متافیزیک شوند نام آن را خرافات نهاده اند! معنادار ساختنِ آن نیز یعنی تصرف آن و ارائۀ تحریف شدۀ آن به مردم در راستای انحراف آنان از فطرت خداپرستی. خرافه معرفی نمودنِ دین یکی از راهبردهای فراماسونری است. فراماسونها و عوامل ایشان سعی می کنند واژه های «ادیان» و «خرافات» را به صورت توأم به کار ببرند. این راهبرد چندی است که به صورت هماهنگ از رسانه های فارسی زبان از لس انجلس تا لندن به کار گرفته شده است.

فراماسونری و صهیونیزم امکانات وسیع رسانه ای خود را به طور سیستماتیک در خدمت ترویج این تئوری ها برای انحراف بشریت از فطرت خداپرستی به کار گرفته اند و متأسفانه عدۀ بسیاری از مردم جهان از روی ناآگاهی با ایشان همکاری کرده و برای این محصولات تبلیغ می کنند.

فراماسونری برای نابودی بزرگترین مانع سد راه خود که دین و خداپرستی می باشد، مکتب اومانیزم(انسان پرستی) را ابداع کرده است تا تقدّس انسانیت را جایگزین تقدّس الوهیت نماید.

کرلیس لامنت، از سخن سرایان اومانیزم، در کتاب «فلسفه اومانیزم» می‌نویسد: «اومانیسم معتقد است که ماده و انرژی اساس جهان است و ماوراء الطبیعه وجود ندارد. غیرواقعی بودن ماوراء الطبیعه به این معناست که اولاً در سطح بشری، انسان‌ها دارای روح غیرمادی و جاودان نیستند، و ثانیاً در سطح جهانی، عالم صاحب خدای غیرمادی و فناناپذیر نیست»-Lamont,The Philosophy of  Humanism, 1977, p. 116   جی. دی. باک نیز در کتاب «فراماسونری اسرارآمیز» می نویسد: «تنها خدایی که فراماسونری قبول دارد انسان است». امروز فراماسونری با محور قرار دادن مکاتب اومانیزم و اپیکوریزم(لذت پرستی) در حوزۀ فعالیتهای فرهنگی- اجتماعی خود به دو دستاویز محکم برای جلب اکثریت گمراه جامعۀ بشری دست یافته است.

  

 

فراماسونها به شدت نمادگرا هستند. نمادها در اثر تکرار، به صورت ناخودآگاه در اذهان تثبیت می شوند. یکی از نمادهای فراماسونری، برج باریک و بلندی است که رأس آن به شکل هرم بوده و «اُبِلیسک» نام دارد. این نماد در میادین بیشتر شهرهای غرب خودنمایی می کند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهندة حضور و سلطة فراماسونها بر مقدّرات آن سرزمین است. بزرگترین ابلیسک دنیا در شهر واشنگتن ساخته شده که ارتفاع آن به 555 متر می رسد و رؤسای جمهور آمریکا سوگند خود را در پای آن یاد می کنند.

 

 

تصویر دوم از سمت راست، ابلیسک شهر واشنگتن، و تصویر اول از سمت چپ، یکی از جمراتی بود که حاجیان بدان سنگ می زدند و حکومت سعودی آن را تخریب و به جایش دیواری بنا کرده است.

 

 

 

 

  

ابلیسک در واتیکان (مرکز مسیحیت کاتولیک)

 

چشم جهان بین در کلیسا

 

 

ابلسیک نماد ابلیس و سمبل آلت تناسلی یکی از شیاطین اساطیری است که در مصر باستان مظهر زایندگی و باروری قلمداد می شد و در فراماسونری مظهر لذت و حیات بوده و دارای تقدّس است!

 

 

ترک خوردن ابلیسک پایتخت آمریکا در پی زلزله ماه آگوست 2011؛

علامتی ظریف از زوال قریب الوقوع نظام شیطانی حاکم بر زمین

 

علامت پرگار و گونیا و زمین شطرنجی نیز از نمادهای فراماسونری است. یکی از دیگر نمادهای اصلیِ فراماسونری «هرم» است که در معماری برخی از بناها در غرب مورد استفاده قرار می گیرد و متأسفانه در معماری کشورهای اسلامی نیز وارد شده است(روند استفاده از هرم در معماری ساختمانها در شهرهای کشور رو به فزونی است. سازندگان این بناها دانسته یا نادانسته نماد شیطان بر پا می کنند. متآسفانه حتی مسجدی در تهران به سبک معماری کاملاً ماسونی ساخته شده است).

 

یکی از اهرام ثلاثه مصر باستان

 

        

هتل لاکسور واقع در شهر لاس وگاس(ایالت نوادای آمریکا)

 

            

                                                 بنای یادبود ماسونی در شهر ایلات اسرائیل          مرکز خرید وافی،دوبی(امارات متحدۀ عربی)

                                                

 فراماسونها برای رتبه بندی های ماسونی و... در لژها گرد هم می آیند.از جمله مناسک فراماسونها و شیطان پرستان برای جلب رضایت شیطان و بهره مندی از امدادهای او در این گردهمایی ها انجام «قربانی» است که معمولاً کودکان برای آن انتخاب می شوند. انجام مراسم قربانی بر زمین شطرنجی، بین دو ستون نور و ظلمت، در اوقاتی خاصّ صورت می گیرد.

مراسم شرک آمیز قربانی در فراماسونری ریشه در انحراف یهود و تقلید ایشان از مناسک و اعتقادات اقوام مشرک مجاور دارد.

«آنها از تمامی فرامین خداوند رویگردان شدند و دو گوساله از فلز ساختند. ستونی (ابلیسک) ملعون ساختند و به پرستش بعل و شیاطین مشغول شدند. آنها حتی دختران و پسران خود را در آتش قربانی نمودند. آنها با پیشگویان و فالگیران به صحبت پرداختند و سحر و جادو به کار گرفتند و خود را به شیطان فروختند. خداوند را خشمگین ساختند و خدا در خشمش آنها را از خود دور ساخت. تنها طایفۀ یهودا در زمین باقی ماند. اما حتی مردم یهودا نیز از اطاعت فرامین خداوند سرباز زدند. آنها همان راههای شیطانی را که بنی‌اسرائیل رفته بودند را در پیش گرفتند. پس خداوند تمام بنی‌اسرائیل را پس زد، آنها را مجازات کرد و تسلیم دشمنان و مهاجمین نمود تا نابود شدند»- کتاب دوم پادشاهان 20-16: 17.

«شما محرابِ مولوخ را بر پا کردید و ستارۀ خدایتان رفان را. شما برای پرستش، بتها را بر پا کردید. به همین سبب شما را به بابل به تبعید می فرستم»- انجیل؛ 43: 7.

«باز هم به بنی اسرائیل می گویم: هر کس، چه بنی اسرائیل و چه دیگران، فرزندش را به مولوخ دهد، همانا مجازات او مرگ است و من رویم را از او خواهم گرداند»- سِفر لاویان 5-2: 20.

و در کتاب ارمیای نبی می‌خوانیم: «آنها در درۀ هینون، توفِت هایی بلند ساخته اند تا پسران و دخترانشان را در آتش بسوزانند».

این در حالی است که در تلمود بابلی می خوانیم: «میشنا: کسی که فرزندش را به مولوخ می دهد مجازات نخواهد شد»-سن هدرین 64. 

البته فراماسونها امروز کودکان خویش را قربانی نمی کنند بلکه این کار را با کودکان ربوده شده انجام می دهند. چندین سال پیش هنگامی که تصمیم به تعمیر و بازسازی خانه‌ای که بنجامین فرانکلین آمریکایی در هنگام اقامت در لندن در آن سکونت داشت گرفته شد، کارگران باقیمانده ده جسد را در خانه این پدر محترم آمریکا پیدا کردند که شش تای آنان کودک بودند. اعلام شد که وی احتمالاً این اجساد را برای تشریح و مطالعات علمی به خانه آورده است  اما شواهد موجود حکایت از آن دارد که آنها به سبک شیطان پرستها و ظاهراً در یک مراسم قربانی کشته شده اند. لازم به ذکر است که فرانکلین از اعضای "Hellfire Club" بود. این کلوپ انگلیسی ویژه شخصیتهایی بود که علاقه به امور «غیر اخلاقی» داشته و عمدتاً در سیاست بودند("Do what thou wilt" یعنی: «هر چه دلت خواست بکن» شعار این کلوپ بود، یعنی فلسفه معروف به «تلما» که بعداً توسط آلیستر کرولی نیز ارائه شد).

  

دیوید آیک محقق انگلیسی هنگام صحبت درباره اجساد پیدا شده در خانه فرانکلین

 

برای مطالعۀ مقالاتی مستند در این زمینه به پایگاههای ذیل مراجعه فرمایید:

bidari-andishe.blogfa.com - alvadossadegh.com ،مقالۀ «گذری بر موضوع قربانی انسان در آئین های رازآلود» 

ابلیس که بنا بر شهادت قرآن جاویدان، به عزّت خداوند سوگند خورده است که بشریت را گمراه نماید، و نیز بنا بر شهادت قرآن، به اولیای خویش وحی و الهام می نماید، خود در لژهای فراماسونری حضور می یابد. آنچه کابالیستهای یهودی کهن پی ریختند و اخلاف ایشان نسل اندر نسل در جهت گسترش آن کوشیدند امروز به صورت سیطرۀ تشکیلات فراماسونری و نظام حاکمیت ابلیس بر زمین درآمده است. قرآن تصریح می کند که کید ابلیس ضعیف است، اما علت دست یابی او به چنین سطحی از قدرت در زمین این است که عده ای از انسانها نیروی فکر و اراده و همچنین کالبد خود را در اختیار او قرار داده اند. فراماسونها ابزار ابلیس برای گسترش شرّ و فساد و گمراهی در زمینند و در ازای ارائۀ این خدمات، از کمکهای وی در جهت گسترش قدرت و افزایش ثروتشان بهره مند می گردند. برای اطلاع بیشتر تماشای مستند «ظهور» را به خوانندگان محترم توصیه می کنیم: arrivals.mouood.org

  

مراسم قربانی در برابر مولوخ

 

 

 

 

اعداد سیزده، و سی و سه اعداد مقدس ماسونها هستند. فراماسونها در بسیاری از نماد های خود، تعداد اجزاء را 13 قرار می دهند(مانند تعداد ردیفهای سطح هرم ایلومیناتی بر اسکناس دلار آمریکا و...).

سیر ماسون دارای سی و سه رتبه است که سه رتبۀ اولیۀ آن به ترتیب عبارتند از: کارآموزی، کاریاری، و استادی. ماسونی که به درجۀ سی و سه می رسد، قدرت زیادی داشته و ماسون اعظم نامیده می شود. وی بالاترین مقام لژ را در اختیار دارد. لژها بر اساس ضوابطی توسط گراند لژها(لژهای بزرگ) هدایت می شوند. هدایت عضو فراماسونری از رتبۀ چهارم به بالا با گراند لژها نیست، بلکه با «شورای طریقت ماسونی» است که بر کل تشکیلات ماسونی احاطه دارد. اعضای جدید غالباً به اغوای ثروت و قدرت، نسبت به ورود به تشکیلات تمایل نشان می‌دهند. در این سطح، اعضاء تنها تصوّر می کنند که فراماسونری یک باشگاه اجتماعی مخفیِ مبتنی بر اخلاقیات شهسواری است. عضو جدید چشم بسته به محل تشکیل جلسات برده می شود، و هنگامی که وی چشم می گشاید با افرادی روبرو می شود که با چهره های پوشیده با وی سخن می گویند. فردی که به جامعۀ برادران فراماسون بپیوندد سوگندنامه ای را امضا می کند که بر اساس آن باید با رازداری و وفاداری کامل خود را وقف اهداف انجمن سازد. در صورت افشای اسرار سازمان، عضو خاطی به شدیدترین نوع مجازاتها محکوم می گردد، اما با این حال بسیاری از این تشکیلات خارج شده و اسراری از آن را برملا کرده اند. سناریوی کلی انجمن در اختیار هیچ کس نهاده نمی‌شود، فقط تکه‌هایی از آنچه که به نظر می‌آید تصویری از طرحی فوق‌العاده مهم باشد به آنها داده می‌شود. هر چه درجۀ عضو جدید در تشکیلات ارتقاء می یابد، درهای بیشتری از لحاظ شغل و جایگاه اجتماعی به روی او گشوده می‌شود. برای صعود به درجات بالاتر، فرد باید آموزشهای لازم را دیده و مراتب سرسپردگی را به طور کامل ثابت کرده باشد. فراماسونری با استفاده از ابزارهای تطمیع و تهدید و محاصرۀ ذهنی و... از افراد عادی، اشخاصی سرسپرده و مطیع می سازد که فارغ از منطق، همۀ روابط عاطفی و اخلاقی و خانوادگی را نفی می کنند. فراماسونها در مراسم خویش از وسایل و ابزاری چون گونیا و چکش و پرگار و پیش بند و... استفاده می کنند که برای هر یک معانی و مفاهیم خاصی وضع کرده اند. رعایت این همه آداب و رسوم برای رشد روحیۀ اطاعت و ایمان به تشکیلات است. در رأس هرم انجمن، گروهی  قرار دارد که از دستور کار کامل سازمان مطلّع است. این گروه نخبۀ برخوردار از امتیازات خاص، تحت عنوان «ایلومیناتی» شناخته می‌شود. تساهل وتسامح (تلورانس) از اصول مبناییِ فراماسونری است. لژهای فراماسونری تلاش می کنند تا با تبلیغ مدارای اعتقادی، جوامع گوناگون را از نظر عقیدتی متزلزل کرده و بدین ترتیب موانع نفوذ را از سر راه خود بردارند. فراماسونها علائم خاصی چون نحوۀ لباس پوشیدن، صحبت کردن، دست دادن و... برای خود وضع می کنند تا اعضای لژهای گوناگون از این طریق یکدیگر را در مجامع عمومی شناسایی کنند. فراماسونهای رده های بالاتر، رده پائینی ها را می شناسند، اما رده پائینی ها، رده بالایی ها را نمی شناسند.

 

 

  

سلسله مراتب فراماسونری

 

                

                                                     عقاب دو سرِ ماسونهای(order of Malta)                       عقاب دو سر ماسونی

 

  

مُهر بزرگ ایالات متحده 

 

ستارۀ پنج پرِ کابالا و شیطان پرستی

 

علامت آنخ (Ankh) – این علامت فراماسونری امروز یکی از نمادهای «فمنیسم» است.

 

برجسته ترین افراد خاندان سلطنتی انگلستان پس از رسیدن به سن 21 سالگی رسماً به عضویت تشکیلات ماسونی انگلستان در می آیند. نخست وزیران انگلیس در 150 سال گذشته، همگی از استادان اعظم فراماسونری بوده اند. کتاب برادری، نوشتۀ استفان نایت که دربارۀ نفوذ فراماسونری در حکومت انگلستان بود توسط دولت این کشور از بازار جمع آوری گشت و نویسنده نیز 18 ماه پس از چاپ کتابش در سن 33 سلگی به قتل رسید. سلطه صهیونیزم بر سیاست و اقتصاد انگلیس در آغاز قرن بیستم به جایی رسید که ویلفرید اسکاون بلونت، آزادیخواه انگلیسی که خود به یکی از خاندان های اشرافی انگلیس تعلق داشت، درباره آن  نوشت: «امروزه امپراتوری بریتانیا  نه به وسیله انگلیسی ها و طبق اصول انگلیسی یا حتی به خاطر منافع انگلیسی، بلکه به وسیله یک دار و دسته اشرار بین المللی اداره می شود که تمامی حیات اجتماعی ما را به فساد کشیده اند و پول تنها خدای آنان است. انگلستان به عنوان یک ملّت، با تمامی آرمان های کهنش به سان سایر ملّتهای مسیحی مرده است...». شایان ذکر است که شبکه تلویزیونی بی بی سی اخیراً در تلاشی مذبوحانه برای خنثی سازی افشای اسرار فراماسونری و انحراف اذهان از فعالیتهای کنونی آن، با نشان دادن یکی از لژهای فراماسونری لندن گفت که:  این ساختمان که تصور می شده است محل سازماندهی بسیاری از توطئه های تاریخ معاصر باشد اکنون برای بازدید عموم آزاد است.  یعنی فراماسونری به تاریخ پیوسته و امروز دیگر نگرانی از توطئه های این سازمان موضوعیت ندارد!

«براساس اسناد سازمان جهانی فراماسونری، چهارده تن از رؤسای جمهوری آمریکا از سال 1799 تا 1966 از جمله جرج واشنگتن و هری ترومن و پادشاهان انگلیس، سوئد، آلمان، زمامداران فرانسه و قهرمانان انقلاب کبیر آن کشور از قبیل روبسپیر و دانتون و... همگی فراماسون بوده اند»- اسناد ساواک به نقل از کتاب «فراموشخانه و فراماسونری در ایران» نوشته اسماعیل رائین درج شده در جلد دوم کتاب «استاد فراماسونری در ایران»- موسسۀ مطالعات و پژوهش های سیاسی- چاپ اول، 1380.

پنجاه تن از 56 امضاء کنندۀ بیانیۀ استقلال آمریکا (1776 م.) ماسون بوده اند. بیشتر رؤسای جمهور آمریکا عضو جوامع مخفی چون Masonary، Freemasonary، Occult، Theosophical Society، Illuminati و... بوده اند. جرج واشنگتن، اولین رئیس جمهور و بنیانگذار کشور آمریکا مقام ماسون اعظم داشته و معماری آرامگاه وی و همچنین کاخ سفید بر اساس معماری کنیسه های یهودی و لژهای فراماسونری طراحی شده است.

 

   

مجسمۀ جرج واشنگتن و تصویر Baphomet (ابلیس یا بت بزرگ فراماسونری) 

 

               

                پرگار و گونیای ماسونی بر سنگ قبر جرج واشنگتن( حرف G نمایانگر کلمه goat به معنی بز است که مقصود از آن، ابلیس می باشد)

 

        

 

بر اسکناس‌ دلار آمریکا ابلیسکی با هرم ناتمام و چشم جهان بینِ ایلومیناتی نقش شده که در نمادهای ماسونی به معنای این است که: «ما سهم خود را انجام داده‌ایم و با ظهور لوسیفر (ابلیس یا ناجی بزرگ ماسونها) هرم کامل خواهد شد». بر بالای این نماد که مُهر بزرگ نام دارد، به لاتین نوشته شده:”Annuit cœptis” یعنی: «او از اعمال ما راضی است». و در پائین نوشته شده: “Novus ordo seclorum” یعنی: «نظام نوین دنیوی».  بنیانگذاران فراماسون ایالات متحده، آرمان ها و مقاصد فرقه صهیونیزم را در عمق ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این کشور جای دادند.

 

    

 

*بنا بر اخبار رسمی، خزانه داری فدرال ایالات متحده سال گذشته اعلام کرد که از تاریخ 21 آوریل 2010، جملۀ “In God We Trust” را از روی اسکناس دلار حذف می کند.   

جان اف. کندی و ابراهام لینکلن دو رئیس جمهورِ غیر ماسون آمریکا بودند که هر دو ترور شدند. جان اف. کندی پیش از این که هدف سوء قصد قرار گیرد در یک سخنرانی اعلام کرد: «ما در سراسر جهان با کانون توطئه ای بیرحم مواجه هستیم. این کانون بر پایۀ فریب و حرص برای توسعۀ منطقۀ نفوذش استوار است. سیستمی که منابع انسانی و مادی وسیعی را برای ساخت دستگاهی بسیار کارآ و منسجم به زور به خدمت گرفته و عملیات نظامی، جاسوسی، اقتصادی، سیاسی و علمی را با هم ترکیب کرده است. آماده سازی و تدارکاتش پنهانی است نه در معرض دید عموم، و اشتباهاتش دفن می شوند نه تیتر روزنامه ها...». آمرین ترور کندی قتل فجیعی برای وی طراحی نمودند تا درس عبرتی برای رؤسای جمهور بعدی باشد. وی در حالی که با همسر خود در صندلی عقب اتومبیل کروکیِ مخصوص رئیس جمهور نشسته بود و در احاطۀ موتورسوارانِ اسکورت در حال حرکت بود، از بام یک ساختمان از ناحیۀ سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. معمّای این سوء قصد هرگز حل نشد. تشکیلات فراماسونری بر تربیت و طراحی فکر انسان تأکید ویژه دارد و معماریِ ساختمان در این تشکیلات سه قرن است که جای خود را به معماریِ به اصطلاح «انسان آزاد» داده است. این تشکیلات سازمان یافتۀ بین المللی بر مخفی نگاهداشتن ماهیت یهودی خود اهتمام بسیار ورزیده و خود را سازمانی مسیحی معرفی می کند که عمده فعالیت آن در قالب ایجاد مؤسسات خیریه و کمک رسانی است. بسیاری از اعضای رده پائین فراماسونری نیز از آنچه از شیطان پرستی و به کارگیری جادوی سیاه در سطوح بالای تشکیلات انجام می گیرد بی اطلاع می باشند. از میان اعضای رده پائین، تنها آنهایی که قابلیت ذاتی برای شیطان پرستی دارند به مدارج بالا راه می یابند.

 

 

 یک لژ ماسونی

 

 

تبلیغات ماسونی:

فراماسونری؛ برای بهتر ساختن مردان خوب...!!

(در تصویر فوق برخی روسای جمهور و هنرپیشگان و دیگر مشاهیر آمریکایی به چشم می خورند)

 

 

جرج بوش در جمع فراماسونها  

طرح ایجاد بناهای شیطانی در بقاع مقدس اسلامی: امروز برج ساعتِ ابراج البیت(متعلق به مجموعۀ بن لادن) که شباهت عجیبی به ابلیسکِ ساعت بیگ بن در لندن دارد در حال قد افراشتن در جوار خانۀ کعبه است. این برج با ارتفاع 595 متر در میان دو برج کوتاهترِ دروازه مانند قرار گرفته است. دو ستون دروازه ای شکل بر زمین شطرنجی در مصر باستان در میان ساحران و پس از آن در میان کابالیست‌ها و فراماسونها، دروازۀ ارتباط با جهان ماورائیِ ابلیسی شناخته می شوند. ارتکاب اعمال شنیعی چون توهین به مقدسات و انجام قربانی در این دروازه موجب ارتباط ایشان با شیاطین جنّی می شود. قرار است که ساختمانهای ابراج البیت در روز 21 سپتامبر 2012 که از نظر فراماسونها «روز شیطان» است افتتاح شود. نماد کهن شیطان در صحرای عرفات 3 اُبلیسک بود که هر ساله توسط میلیون‌ها زائر خانۀ خدا در مناسک «رمی جمرات» سنگ باران می‌شد. حکومت سعودی این سه نماد را برداشته و به جایش دیواری بنا کرده است (در حالی که این امکان وجود داشت که برای ممانعت از مصدومیت احتمالی حاجیان در این مراسم ترتیب دیگری اتخاذ شود) نماد ابلیسک در حالی از مناسک حج حذف می‌شود که سِر نورمن فاستر، معمار انگلیسی و ماسون بلندپایه که پروژۀ بازسازی مکه در دست اوست، در سراسر جهان نمادهای ابلیسک یا هرم‌های ایلومیناتی بر پا می‌کند (ساخت این نمادهای شیطانی در جوار کعبه که مسلمانان از گوشه و کنار جهان به سوی آن نماز می خوانند در حالی است که وهابیون در حال تخریب تمامی آثار و نمادهای اسلامی به عنوان مظاهر شرک و بت پرستی هستند. لطفاً عنوان «جنایات وهابیت» در بخش «وهابیت» را مطالعه فرمایید).

 

 

    

 

امروزه کارگزاران بیشتر کشورها، هشتاد درصد برندگان جایزۀ صلح نوبل و بسیاری از هنرمندان مشهور فراماسون هستند. هدایت بسیاری از دانشگاههای بزرگ دنیا نیز با فراماسونهاست. بیشتر مقامات شیخ نشین های عرب حوزۀ خلیج فارس و دیگر کشورهای عربی و ترکیه از اعضای این تشکیلات هستند. در ترکیه، لژها و مجلّات ماسونی همچون «معمار سینان» فعالیت علنی دارند. فراماسونهای عراقی نیز در ماه مه 2007 اولین لژ خود را تأسیس کردند.

* سیف الاسلام قذافی در یکی از مصاحبه های مطبوعاتی خود برای ابراز سرسپردگی به محفل ایلومیناتی، در کنار تصویر یک هرم ایلومیناتی ایستاد، غافل از این واقعیت که از دیدگاه ایلومیناتی ها هنگامی که تاریخ مصرف مهره ای منقضی گردد باید از صحنه خارج شود. لازم به ذکر است که مادر معمر قذافی معدوم دارای نسبی یهودی بود و خود قذافی نیز یکی از هم پیمانان مهم اسرائیل در منطقه بود. 

 

 

 نماد فراماسونهای Order of the Bath در گردن ملک فهد


تاریخ انتشار : یکشنبه 4 تیر 1391 | نظرات (0)
 
   
نوشتن را با نگارش انشایی در کلاس دوم راهنمایی آغاز کردم؛ معلم گفت درباره داستان "پهلوان نه قهرمانی" انشایی بنویسیم و من در وصف "پوریای ولی" یکی از بزرگترین پهلوان ایران انشایی نوشتم؛او قرار بود با یک کشتی گیر مسابقه بدهد اما به دلیل خوشحال کردن دل مادر رقیبش، جوانمردانه بازنده میدان کشتی می شود. معلم انشاء از همکلاسی هایم خواست تا تشویقم کنند و همان تشویق،جرقه ای برایم بود و شعر این داستان را در ذهنم ماندگار کرده است: گر بر سرنفس خود امیری مردی، برکورو کر ار نکته نگیری مردی، مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ی بگیری مردی